دیروز و دیشب خیلی فکر کردم درباره اشتباهات زندگی به خیلی چیزها و چقدر تجزیه و تحلیل کردم گذشته ای را که مرا به اینجا کشاند. ده اشتباه بزرگ زندگی ام چه ها بود؟ اگر باری دیگر متولد شوم کدام ها را تکرار نخواهم کرد؟

وب سایت معراج، وب سایت حداد، طراحی وب سایت شهریار، طراحی وب سایت معراج حداد، سایت حداد، سایت معراج

بزرگترین اشتباه من احساسم بود که همواره به آدمها فرصت داد! بزرگترین و اولین اشتباهم ، فرصت دادن به آدمها بود فرصتی که از زندگی من گرفتند بی آنکه لایق این محبت شوند!

دومین اشتباهم ترس از اشتباه بود ، ترس از کم آوردن … ترس از بیراهه رفتن … انقدر روی جاده رفتم که به خودم فرصت جاده سازی ندادم … خیلی بد است که فرمولهای نوشته شده دیگران را بلد باشی و هیچ فرمولی را به شکل دیگری حل نکنی …

سومین اشتباهم ،استعداد را تباه کردن بود و بس… باید رایانه می خواندم چون توانایی اش را داشتم … اما هیچوقت استعدادهای دیگر را کشف نکردم .. شاید فلسفه – شاید ادبیات – شاید موسیقی و شاید هزار چیز دیگر راضی ترم میکرد

پیشنهاد میکنیم این مطلب را مطالعه فرمایید   فکر کردن

اشتباه چهارم، صداقت بود ! اشک ها و لبخندهایم راستکی است .. غم و شادی را چشمهایم فریاد میزند.گاهی آنقدر صادقم که دیگران از این حرفهای بی ریا و رو راست می توانند روی دلم بیایند و لگدمالش کنند.. میشد کمی سخت بود و غیر قابل نفوذ ، می شد راز شد و معما تا کسی به این زودی ها کشفت نکند ..اما من رو بودم و صاف .. بی ارزش شدم و عادی..

پنجمین اشتباهم، قربانی کردن زمان بود به پای انتظار .. فکرم درگیر دل منتظرم می شد و همراهیم نمی کرد برای تلاش ! چقدر بد ..چقدر مضحک!

ششمین اشتباه بزرگم ارزش ندادن به مادیات زندگی بود… پول برایم ارزش نداشت و برای به دست آوردنش نمی‌جنگیدم.. آنقدر که برای خرج کردنش عجله داشتم برای به دست آوردنش عجله نمی کردم..

و شاید این هفتمین اشتباهم ادامه همین بی احترامی به پول باشد که من برای گرفتن حقم هیچگاه شکایت نمی کردم.. و اینگونه وقت و انرژی را حراج میکردم بدون توشه ای برای آینده … اشتباه بدی بود!

پیشنهاد میکنیم این مطلب را مطالعه فرمایید   مانع رسیدن

در هشتمین اشتباهم زیادی خرافاتی بودم و خیال میکردم جملات قشنگ همه جا صادقند! مثلا خدا روزی رسان است و نگران هیچ چیز نباش .. نگران نبودم و منتظر تا روزی خودش بیاید و در بزند! خرافاتی بودم و انگشتر شرف شمس میخریدم و هر روز اسفند دود میکردم تا چشم بد دور شود و روزی ام افزون! یادم نبود جمله ای هم هست که می گوید :”از تو حرکت از خدا برکت!”

وای از نهمین اشتباهم، که آرزوهایم از آرزویی به آرزوی دیگر تغییر پیدا میکرد بدون اینکه یکی از آنها هدفی شود برای نشانه رفتن … زیادی رویا ساختم و ویران کردم ..

و در نهایت دهمین اشتباهم، محاکمه خودم است که از اشتباهاتم نمی گذرم !مگر دیگران اشتباهی مرتکب نشده اند!؟!

طراحی وب سایت معراج حداد شهریار